تبليغاتX
زندگی ام را به خودم بسپار - چند روز تاروز شکوفه ها وباز هم انتظار

زندگی ام را به خودم بسپار

نوشته هایی بر کاغذ از من و دوستانم

 

 

یک سلام زود تر از موعد به بهار و فرزندش نوروز راستی عمونوروز کجاست عوض آن حاجی فیروزهارا توی خیابانها می بینیم که آنها هم خود داستانی دارند به هرحال چقدر جانفشانی کردیم تا نوروز بماند سفره هفت سین بماند ماهی قرمز بماند و ایران بماند چقدر تلاش کردیم که کوروش بماند پرسپولیس بماندو چقدر تلاش کردیم و باز هم تلاش خواهیم کرد تا ایرانی بمانیم و از یاد نرویم و آغاز سالمان را در فصل سرور طبیعت قرار دادیم که همه بدانند ما پای درقیر نخواهیم بودچقدر حاسدان برما تاختند چقدردشمنان بر ما ظلم روا داشتند وباز هم ما ماندیم ونوروز را با پایمردی گرامی داشتیم چهار شنبه سوری آغازین بر نوروز را پاس داشتیم اگرچه بر آتش عشق ما بر میهن خاکستر ریختند ولی ما ماندیم تا اینک که بهاری دیگر در راه است و عمو نوروزی که خواهد آمد حتی اگر ما در خواب باشیم.سالتان شاد و پرمهرباد.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم اسفند 1387ساعت 12:28  توسط مسعود امیرجلالی  |